• تلفن: ۰۲۱۹۵۱۱۹۰۷۰
  • ایمیل: info@decoshar.com
  • ساعات کاری: همه روزه 08 صبح الی 18 عصر

معماری داخلی

معماری داخلی چیست

معماری داخلی سازمان یابی آگاهانه فضا است (آگاهی از سرزمین، زندگی و معنا)، ساختن بدون معماری داخلی خانه را به واحد مسکونی بدل می کند. سرپناهی برای مختصری زنده ماندن است. برای استقرار فضا و جا انداختن آن از لفظ خانه بهره می بردیم؛ مثل آشپزخانه، عکاس خانه و .. بادگیر دیگر راه حل امروز ما نیست؛ آن اندیشه ای که جلوهای معمارانه برای ورود باد به فضا ایجاد کند راه حل امروز ماست.

استفاده از الگوهای تجربه شده فضایی توصیه می شود چراکه ؛ حذف ایوان حذف شیوه ای از زندگی است. “یک تقلید خوب بهتر از یک خلق بد است” استاد پیرنیا. ویژگی یک الگوی خوب : فرم، مضمون، حالت، مثل تشخیص آندره گدار در موزه ایران باستان الگو را از حوزه شکلی به حوزه معنایی (مثل شیوه زندگی انتقال دهیم تا قابل پذیرش باشد. ناهنجاری ها در درون ما نهادینه شده است، باید بدانیم که انسان بین صفر و یک حرکت نمی کند بلکه در مسیری رو به جلو حرکت می نماید. با یافتن خود و به خود رسیدن و تحول درونی است که می تواند تحول بیرونی محقق شود. تلاش کنیم زندگی از آن کیفیتی که ممکن است برخوردار باشد.

برای ایجاد کیفیت عالی نیازی به وسعت نیست، الکساندر می گوید کیفیت بی نام را در کلبه می بینیم ولی در قصر نه. زشتی های موجود در شهر حاصل جهل ماست نه بی پولی، معماری داخلی باید از متن زندگی مردم برآید و به آن بازگردد، معماری داخلی جریانی یک طرفه نیست و نبایستی برای زندگی مردم تصمیم بگیرد و به شیوه زندگی مردم فضایی را تحمیل کند.

تعریف معماری داخلی
تعریف معماری داخلی

معماری داخلی در نگاه مردم

اغلب مردم ما معماری داخلی را نمی فهمند و این خود ریشه ناکامی های معماری داخلی ما است. صاحبان سرمایه در یک پروسه منطقی صاحب سرمایه نشده اند تا درک درستی از فضای که در آن زندگی می کنند داشته باشند، و بتوانند از طرح بهتر دفاع نمایند و طراح خوب را برگزینند، فضای مافیایی در روند کارهای مهندسی و طراحی نگذاشته تا طراحان حقیقی خودی بنمایند، و خیلی زود به کنجی رانده شده اند، و معماری داخلی در گیرودار پول سیاه فدا شده است. نوع توجه ما به عالم تجربه را می سازد، نگاه انسان به عناصر طبیعت باعث می شود یک دسته از عناصر موهبت باشد و دسته دیگر تهدید. در واقع می توان عناصر طبیعت را ویژگی دانست (نعمت و نهبت نسبی است و بستگی به آدمی دارد)، نوآوری بدون عبور آگاهانه از سنت امکان پذیر نیست.

معماری داخلی از نگاه مردم
معماری داخلی از نگاه مردم

اهمیت معماری داخلی

خانه را می توان به عنوان فضایی سه بعدی که خانواده ای متشکل از تعداد معینی از افراد را در برگرفته است دانست. از آنجا که مقیاس خانه محدود به آن اندازه ای است که دست انسان بتواند به همه چیز برسد، معماری داخلی  فضای سکونتی و هر آنچه که با آن در می آمیزد، با پوست انسان تماس می یابد. اما خانه نمی تواند مكان تجمع خصوصی نابی باشد چراکه در گسترهای وسیع تحت نفوذ آن دسته از شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که پیش زمینه ای را شکل می دهند که چشم پوشیدن از آنها ممکن نیست. از آنجا که خانه عینیت بخش انبوهه کنش های انسانی است، مسائلی را هم در تمامی جنبه های معماری داخلی در بر می گیرد.

در محیط شهری فرو مرتبه ای که دستاورد جامعه ای است که تکنولوژی را بر همه چیز حاکم می کند، خانه شخصی، آخرین پناهگاه بشر شده است. در نتیجه خانه شخصی عالم صغير مفهومی اجتماعی، در برابر پیشینه فلسفه فردی است. این خود موقعیتی است برای دریافتن این که چگونه معماری داخلی باید با محیط طبیعی و شهری مرتبط باشد و مصالح را از طریق تماس مستقیم انسان، ملموس سازد. فضاهای انبوه عرضه شده در معماری داخلی خانه می تواند نقطه آغازی باشد برای معماری داخلی تمام انواع دیگر فضاهای شهری معمارانه. مایومی مياواکی هم تعبیری جالب از خانه دارد

خانه، خودم هستم. البته، درباره انواع دیگر معماری داخلی نیز همین طور فکر می کنم، ولی حس ارتباط با خودم قوی تر است از با خانه. من فضاهای پنهان شده را دوست دارم. دوست دارم قادر باشم آزادانه زندگی کنم. هروقت بخواهم دراز بکشم، هر وقت بخواهم در فضاهایی که در بیرون به طور درخشانی رنگ شده اند گردش کنم. دوست دارم گاهی اوقات صداهایی از جهان دور دست را بشنوم و همچنین قادر باشم آسمان دوردست را در حالی که دائما آگاه از فعالیت های روزانه خانواده ام باشم ببینم. من کاملا به شیوه زندگی عادی و آرام، عشق می ورزم. خالقان فلسفه معماری داخلی در عصر حاضر به وجود انسان عملا به مثابه واحدهایی از جامعه توجه کردند و با این گرایش فکری، خانه صرفا محل سکونت شد. تاکید در معماری داخلی به تعیین جا و كمال واحدهای مسکونی قرار داده شده بود. متاسفانه توجه بسیار زیادی صرف تکنولوژی کردند و نتیجه آن کم توجهی به شیوه هایی بود که در آن مردم می بایست در میان این فضاها زندگی کنند اما اکنون معماران در پی شیوه هایی برای تدارک محیطی هستند که افراد بتوانند به نحوی شایسته با بهترین شخصیت انسانی در آن زندگی کنند.

پس می توان گفت، خانه یکی از ابتدایی ترین و اصلی ترین گونه های معماری داخلی باشد. جستجو برای یافتن و سپس تلاش برای شکل دادن و ساختن سرپناه، از بسیاری از فرم های دیگر معماری داخلی قدیمی تر و حیاتی تر است. پیش از آن که معماری نیایشگاهی با معماری آرام گاهی به وجود آید؛ یا پیش از آنکه انسانها مکانهایی را برای دادوستد کالاهایشان طراحی کنند و فضاهای دیگری را به امور آموزشی اختصاص دهند و سپس به طراحی فضا شهری و عمومی بپردازند، خانه» بوده است. جای شگفتی فراوان است که بسیاری معتقدند شرایط جهان امروز و کوچک و متراکم شدن اقامتگاه و رواج آپارتمان نشینی موجب به خطر افتادن مفهوم خانه و حتی از بین رفتن آن شده است.

در حالی که به هیچ وجه چنین نیست. چه بسا احساس هویت و آرامشی که یک آپارتمان نشین در آپارتمان خویش بدان دست می یابد، برای فردی که در خانه ای مجلل و با اتاقهای تو در تو زندگی می کند، آرزویی دست نیافتنی باشد. در واقع تغییر ساختار فیزیکی اقامت گاهها با توجه به شرایط زمانه، نمی تواند خللی بر مفهوم خانه وارد کند؛ چرا که سکونت و داشتن خانه، نیاز ذاتی، روانی و همیشگی بشر است»، مفهوم واقی معماری داخلی در این فضاها عینیت بیشتری برای رسیدن به ارامش به خود می گیرد، دو مفهوم مقیم شدن و منزل کردن را در برابر هم قرار گرفته «بی خانمانی ما انسانهای معاصر، ریشه در همین ناتوانی ما در خانه کردن دارد. ما در خانه هایمان اتراق می کنیم، شب را سحر می کنیم، تا دوباره در جادهی بی انتهای روزمان طی مسیر کنیم. ما مقيم خانه مان نیستیم. ما توان اقامت را از دست داده ایم. خانه های ما به واقع کاشانه هایی بی رمق اند.

کالبد معماری داخلی خانه، تنها بخش کوچکی از یک خانه است که امکان خانه شدن اثر معمار را فراهم می کند. بخش زیادی از خانه را خاطرات و آن چیزی که حال و هوای خانه می نامیم، برای ما می سازد.

سخن را کوتاه می کنم و در انتها یادآور شوم که به خانه و معماری داخلی به دید یک کالای لوکس و تشریفاتی نگاه نکنید، و طراحان داخلی وظیفهای مهم تر از آب و تاب دادن به طرح های که فاقد اصول و سیستم و نگرش های معمارگونه می باشند دارند.

اهمیت معمار داخلی
اهمیت معمار داخلی

معماری داخلی خانه

تکلیف هنرمند تبدیل محدودیت به امکان است، ارتباط با طبیعت و عناصر طبیعی نباید کوتاه مدت باشد بلکه بایستی با آن زندگی کنیم و آن را خصوصی خود کنیم (حیاط خانه)، طبیعت نشانه الهی است و عناصر آن نشانه های خداست و حضور آن در خانه موجب یاد خدا میشود و بهشتی کوچک درون خانه ایجاد می کند. طبیعت سجده گاه انسان است (با دیدن و به فکر فرو رفتن)، و حياط تجلی گاه حضور طبیعت در خانه است (حياط خصوصی بدون دید دیگران چرا که در غیر این صورت آب و درختان از آن ما نیست و همچون پارکی عمومی است)، زندگی ما در جسم خانه هامان حبس شده، مبلمان ما پشت به حیاط است و ما رو به حیاط نداریم، ما فقط کالبد حیاط را ایجاد می کنیم و این کالبد فاقد حیات است. مسکن جایی است که آدم در آن آرام می گیرد؛ زمین، مسکن کل (شهر)، مسکن جز (خانه).

گاستون بچلار مینویسد: (آدمی پیش از افکنده شدن به جهان درگهواره خانه نهاده شده است). در خانه، آشنایی با جهان بی واسطه صورت می پذیرد ، آنجا نیازی به گزینش مسیر و جست وجوی هدف نیست. جهان در خانه و حول آن به سادگی ارزانی گردیده است.

می توان گفت، خانه مکانی است که وقوع زندگی انسان در آن به وقوع می پیوندد انسان خارج از خانه مفهوم خود را از دست می دهد خانه همان شفاخانه، مریضخانه، مکتب خانه، نهانخانه و … خانه همه چیز را در خود گرفته. زندگی روزمره معرف چیزی است که تداوم خود را در هستی ما حفظ کرده و از این رو همچون تکیه گاهی آشنا به پشتیبانی ما می نشیند. پس علت چیست که با وجود نهاده شدن درگهواره خانه می باید خود را به جهان افکند؟ پاسخ ساده ای که بتوان ارائه نمود آن است که بشر مقصود از زندگی را در خانه نیافته، که نقشی را که هرفرد در زندگی می پذیرد بخشی است از مجموعه ای متشکل از اعمال متقابل که در جهانی عمومی و مبتنی بر ارزش های مشاع واقع می شوند. برای مشارکت ناچار از ترک گفتن خانه وگزیدن هدفی می باشیم. ولی غافل از انیم که هر خانه به خانه شدن است، با این وصف، پس از انجام وظیفه اجتماعی خود به خانه عقب نشینی می کنیم تاهویت فردی خود را بازیابیم و از این رو هویت فردی درسکونت خصوصی مستتر می باشد.

به هر ترتیب ، خانه سکونت تنها به پدیدآوری کیفیات جوی محیط اکتفا نکرده و می باید خلق و خوی آن فعالیت هایی که در درونش جریان میباید را نیز آشکار سازد

وظیفه اصلی هر خانه سکونتی، افشای جهان نه به صورت گوهرو عصاره بلکه به شکل (فراخوان) یعنی در قالب ماده و رنگ، موضوع نگاری و گیاهان، فصول، آب و هوا ونور، این گونه افشا با بهره گیری از دو روش مکمل یکدیگر حاصل آمده، به یاری باز بودن نسبت به جهان پیرامون، و به یاری عرضه داشت کنجی برای عزلت از جهان مزبور .

به هر حال، این کنج عزلت مکانی که در آن جهان بیرون به فراموشی سپرده شده نبوده، بلکه جایی است که انسان خاطرات خود از جهان را در آن گرد آورده و آنها را با زندگی روزمره خورد، خواب، صحبت و سرگرمی خود مرتبط می گرداند. علاوه بر این، کنج عزلت یاد شده را می توان مکانی انگاشت که پدیده ها پس از تغليظ و تاکید در آن به صورت (نیروهای محیطی) ظاهر می گردند.

زندگی جاری در خانه دراصل حالت مشاع دارد. پس عقب نشینی به خانه نه به معنای منزوی شدن بلکه مبین نوعی متفاوت از دیدار، یعنی دیدار محرمانه سکونت خصوصی می باشد. این دیدار بیشتر بر مبنای عشق استوار گردیده تا آگاهی وتوافق، وعشق در واقع محرکهای است که تماس مستقیم با پدیده ها را ممکن می سازد. بدین جهت روانکاو سوئیسیل بینس وانگر)، خانه را به عنوان فضایی که (تجمع عاشقانه) در آن واقع می شود معرفی کرده و متذکر می گردد که فضائیت عشق . بیش از (در تصرف آوردن) بر ( پذیراشدن) استوار می باشد. ما نیز می توانیم بیفزاییم که عشق همان حالت روانی مقدماتی است که بروز دیگر خلقها را امکان پذیر می سازد.

خانه نقطه ای است ثابت که شکل محیطی مفروض را به معرض مکانی مسکونی تغییر می دهد. با مساعدت گرفتن از خانه، دوستان جهان شده و جای پایی را که برای فعالیت در آن نیاز داریم برای خود فراهم می آوریم . خانه با مطرح شدن به عنوان پیکرهای معمارانه در محیط، هویت ما را محرز کرده و امنیت را برما ارزانی می دارد. و سرانجام، هنگام پای نهادن به خانه به (آسایش) دست می یابیم . در خانه چیزهایی را می یابیم که بر آنها وقوف داشته و گرامی شان میداریم . ما آنها را با خود از بیرون آورده و به خاطر آنکه (بخشی) از جهان ما را می سازند در کنارشان به زندگی می پردازیم. ما آنها را در زندگی روزمره خود به کاربسته، در دستهایمان نگاهشان داشته، وتحت عنوان بازنمودهای خاطرات خود از مفاهیم شان لذت می بریم ، بدین ترتیب درونی کیفیت

خصوصی) را در اختیار گرفته و به صورت متممی برای نفس باطنی خود ما عمل می نماید، از این رو، هنگام تحقق بخشیدن به سکونت خصوصی، به آزمودن آنچه (آرامش داخلی) خوانده شده پرداخته ایم. چنانچه به برای معماری منزل خود به مشاوره نیاز دارید ما در دکوشار منتظر شما هستیم

معماری داخلی خانه
معماری داخلی خانه